اصول مدیریت هنری فایول (Henry Fayol)

اصول مدیریت هنری فایول (Henry Fayol)

هنری فایول (۱۹۲۵-۱۸۴۱) یک تئوریسین مدیریت اهل کشور فرانسه بوده است که تئوری های او در مدیریتِ نیروی کار در اوایل قرن بیستم بسیار موثر و تاثیر گذار بوده است. فایول در واقع یک مهندس معدن بوده است که که در شرکت معدنی در فرانسه کار می کرد، او در ابتدا به عنوان یک مهندس مشغول به کار شد و بعدها به بخش مدیریت و مدیر عامل تبدیل شد. و در دوران فعالیت خود در آنجا چندین مقاله و کتاب در زمینه های مدیریت به چاپ رساند.

اصول چهارده گانه مدیریت که توسط هنری فایول مطرح شده است، از مهمترین مفاهیم مدیریتی به حساب می آید، که به نظر می رسد، جزو اولین مسائلی باشد که هر مدیری نیاز به دانستن آنها دارد، دانستنی که باید در مدیریت به کار آید. این اصول در نگاه اول به نظر ساده و روشن می آیند، اما به وضوح می توان عدم رعایت این موارد را نه تنها در مدیریت شرکت ها و صنعت گران کوچک و متوسط بلکه در بزرگترین مدیریت های ایران دید. اصولی که فایول در اوایل قرن بیستم انها را شناخت و اروپا و آمریکا مدتها پیش آن را باور کردند و دست مایه ی توسعه ی آنها شد.

اصل اول – تقسیم کار:

تقسیم کار و تخصصی کردن کارها باعث می شود افراد بتوانند تجربه کسب کنند و کیفیت کار خود را بهبود دهند. به این ترتیب آنها با تمرکز بر کار خود به تدریج مهارت خود را خواهند افزود. و این منجر به افزایش بهره وری می شود .

اصل دوم – اختیار :

عبارتست از دادن حق دستور دادن و انجام فعالیتها به تشخیص خود فرد. که بستگی به خود شخص و موقعیت وی دارد و نباید بدون در نظر گرفتن میزان مسئولیت فرد در مورد آن تصمیم گیری شود.

اصل سوم – نظم و انظباط :

عبارتست از در نظر گرفتن نحوه فرمانبرداری، فعالیت، رفتار و احترام بین کارمند و کارفرما که برای هر کاری ضروری است. این چیزی است که رهبران باید آن را از طریق یک ارتباط دو طرفه ایجاد کنند.

اصل چهارم – وحدت فرماندهی:

یک کارمند فقط باید از یک مافوق دستور بگیرد. معمولا بهتر است که یک مافوق داشته باشید تا اینکه دستورهای دوگانه برای یک کارمند وجود داشته باشد.

اصل پنجم – وحدت هدف:

یک سرپرست، یک برنامه: یک رهبر با یک هدف یاید یک گروه فعالیت ها را به یک هدف مشابه رهبری کند.

اصل ششم – تبعیت تمایلات شخصی از تمایلات گروهی:

تمایلات یک شخص یا یک گروه نباید بر تمایلات سازمان غلبه داشته باشد.

اصل هفتم – پاداش کارکنان

نتایج (خوب یا بد) کارها باید بین کارکنان و کارفرما تقسیم شود. میزان پرداخت ها باید بر اساس ارزش کارمند برای سازمان و نیز عوامل مستقل از ارزش کارمند باشد. مثلا بر اساس هزینه های زندگی، در دسترس بودن کارمند و شرایط عمومی سازمان.

اصل هشتم – تمرکز زایی (یا تمرکز زدایی)

هر کاری که باعث کاهش اهمیت نقش یک کارمند در تصمیم گیری شود، تمرکز زایی و هر کاری که باعث افزایش اهمیت نقش وی در تصمیم گیری شود، تمرکز زدایی گفته می شود. در کلیه شرایط باید تعادلی بین این دو وضعیت وجود داشته باشد.

اصل نهم – زنجیره عددی

زنجیره ای از مدیران از بالاترین رده تا پایین ترین رده را زنجیره عددی فرمان گویند. هر مدیر یک ارتباط در این زنجیر است که باید در این زنجیر ارتباط سالم و مناسب برقرار کنند. این زنجیره تنها وقتی قطع می شود که مقام بالایی تایید کند و یا نیاز به آن از بین برود.

اصل دهم – نظم و ترتیب

بطور ساده به معنای وجود یک مکان برای هر کس و هر کسی در جای خودش است. یک جا برای هر چیزی و هر چیزی سر جای خودش. هدف نظم و ترتیب جلوگیری از اتلاف است.

اصل یازدهم – انصاف

عدالت و مهربانی دو عنصر مهمی است که ترکیب مناسبی از آنها برای مدیریت شرکت لازم است. برخورد مناسب با کارکنان برای رسیدن به این هدف لازم است.

اصل دوازدهم – ثبات افراد

کاهش میزان جابجایی ها منجر به کارایی بیشتر و کاهش هزینه های تغییر نیروی انسانی می شود. امنیت شغلی و احساس امنیت برای شغل موجب افزایش کارایی افراد در سازمان می شود، ضمن آن که از تحمیل هزینه های بیهوده ی تغییر نیروی انسانی بر سازمان پیشگیری می کند.

اصل سیزدهم – ابتکار

افراد در هر سطحی باید برای ابراز و به کارگرفتن ایده های خود آزاد باشند. مدیری که به کارکنان زیردست خود اجازه می دهد ابتکارهای خود را به کار ببندند بسیار بالاتر از مدیری است که چنین اجازه ای به زیردستان خود نمی دهد.

اصل چهاردم – روح صمیمیت و یگانگی

مدیر موظف است که هماهنگی را ایجاد کرده و از وقوع مواردی که باعث از بین رفتن هماهنگی یکدستگی می شود جلوگیری کند.

فایول همچنین مدیریت را اجرا و شناخت ۵ عنصر زیر می داند :

برنامه ریزی و پیش بینی: پیش بینی آینده و تدوین برنامه.

سازماندهی کردن: ایجاد ساختاری برای نیروی انسانی، سرمایه و … در شرکت.

فرماندهی کردن : اجرای کارها توسط کارمندان و زیردستان.

هماهنگ کردن : ترکیب کردن، متحد کردن فعالیت ها و افراد.

کنترل: مقایسه نحوه ی انجام کارها و با برنامه ها.

شما ممکن است این را هم بپسندید

یک پاسخ

  1. درسا گفت:

    عالی بود مرسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *